خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





وداع جانسوز خواهر با برادر

     

     

     

      

     

    وداع جانسوز خواهر با برادر

    کاش می شد که بجای تو بمیرد زینب 


    در همین لحظه بپای تو بمیرد زینب 


    آنقدر، یابن علی! مست لقاءَ اللهی 


    فرصتی نیست برای تو بمیرد زینب

    به کجا می روی و دست که ام می سپری؟
     

    به سنان و عمر و حرمله ام می سپری؟

    آه بگذار کمی رفتن تو دیر شود 


    اندکی بعد تنت طعمه ی شمشیر شود
     

    تا رمق هست بیا زیر گلویت بوسم 


    قبل از آن دم که عقیله زِ غمت پیر شود

    گر چه از بوسه تفتیده من تب کردی 


    حنجرت را تو ولی بیمه زینب کردی

    دست و پا می زنی از دست دلم دور شوی 


    سمت نیزار روی، مشعلی از نور شوی 


    بوسه دادم گلویت را، بخدا می ترسم 


    از قفا ذبح بخون خفته منحور شوی

    شمر در قتل تو هی صبر نماید، چه کنم؟ 


    با تأمّل سر تو نحر نماید چه کنم؟

    شعر: امیر عظیمی


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بمیرد ,
    وداع جانسوز خواهر با برادر

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر