تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


وداع جانسوز خواهر با برادر

     

     

     

      

     

    وداع جانسوز خواهر با برادر

    کاش می شد که بجای تو بمیرد زینب 


    در همین لحظه بپای تو بمیرد زینب 


    آنقدر، یابن علی! مست لقاءَ اللهی 


    فرصتی نیست برای تو بمیرد زینب

    به کجا می روی و دست که ام می سپری؟
     

    به سنان و عمر و حرمله ام می سپری؟

    آه بگذار کمی رفتن تو دیر شود 


    اندکی بعد تنت طعمه ی شمشیر شود
     

    تا رمق هست بیا زیر گلویت بوسم 


    قبل از آن دم که عقیله زِ غمت پیر شود

    گر چه از بوسه تفتیده من تب کردی 


    حنجرت را تو ولی بیمه زینب کردی

    دست و پا می زنی از دست دلم دور شوی 


    سمت نیزار روی، مشعلی از نور شوی 


    بوسه دادم گلویت را، بخدا می ترسم 


    از قفا ذبح بخون خفته منحور شوی

    شمر در قتل تو هی صبر نماید، چه کنم؟ 


    با تأمّل سر تو نحر نماید چه کنم؟

    شعر: امیر عظیمی


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : بمیرد ,جانسوز خواهر ,
    وداع جانسوز خواهر با برادر

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 4 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر